خرید بک لینک
اردیبهشت ۱۴۰۴ فروردین ۱۴۰۳ بهمن ۱۴۰۲ آبان ۱۴۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ فروردین ۱۴۰۲ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 7:36

شاید وقت آدم تا وقتی که تو یه سری از محیط ها نره قدر خودشو ندونه!چند وقتی هست میرم سرکار و متوجه شدم اونقدرهم نباید اعتماد به نفسم پایین باشهفالواقع به مثابه وقتی که تو جنگ با اسلحه هستی و تو اسلحه ات رو بذاری زمین!هرچی باشه فهیمدم من کم نیستم.من میتونم و من زیر بار هر چیزی نمیرممن برام یه سری شرایط مهمه و من ....خیلی وقت بود که این من رو نمیدیدم!اما تو این محیط کار لعنتی تماما اومده جلو چشمام ... دیدی شاخ نداشت از آسمون نیومده بود؟... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 0:30

زندگی گران بها ترین (یا یکی از گران بها ترین) چیز هایی است که هر انسان دارد اما هنگامی که در همان هم دقیق میشوی می بینی چقدر بی ارزش است. زندگی را عموما صرف زندگی می کنند! یعنی خرج چیزی برای خودش که از بی معنی ترین کار های این حیوان دو پاست... آیا جهان دیگری هست؟

من نمی دانم .... اگر نباشد زندگی سیاه می شود پس بیا فرض کنیم هست بودنش بهتر از نبودنش هست چ از نظر خرما و خدا

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: شنبه 7 خرداد 1401 ساعت: 3:12

مشکلات تموم میشه میره ولی اگر ادم خوب روح اش رو مدیرت نکنه جاش می مونه و بعدا مشکلزا میشه الان همیشه ی استرسی باهامه روز و شب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 10:22

بعضی اشتباه ها هیچ وقت بخشیده نمی شن و بعضی افراد هیچهیچگاه از یاد نمی رن...

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: شنبه 17 آبان 1399 ساعت: 7:36

امسال گندم زارهای حوالی ما سال u200dپر محصولی داشتمیگویند از دعای باران مردم آبادی u200dبالا بوده استاشتباه میکنند مردم ساده آبادی مانمی دانند که تو دلیل آنهمه باران بودی وقتی به هنگام عبور بغضت را در گندم زاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:26

به نام خداامسال سال در حوالی ما سال سختی بود...آخر های اسفند سال پیش بود که در پیر شدم از همان درگیری ها که می دانی و می دانم... یک جورهایی عشقی خانه بر انداز...چند روز مانده به سال نو با پسر خاله ام(ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:26

طرفداری از یک تیم بازتاب دهنده ی درک یا احساس آنها بود. چیزی که در ابراز احساسات مثبت یا منفی طرفداران مراسم آینی را به یاد می آورد و پیوند تماشاگران را در شادی و غم ناشی از پیروزی و شکست تیم شان در بر داشته...بهانه ای که تنش و دلشوره هاشان را تخفیف می بخشید.

|روزی روزگاری فوتبال-حمیدرضا صدر|

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:26

خدا یا در این سال نو از تو رشد و تعالی می خواهیم

امین

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:26

نامه ای به دوست وفادار و مهربان و خوش سیرتم از دست دادن فردی یا از بین بردن آدمی که از هر 10نفر 9 نفر برای او قسم جلاله میخورند کار آسانی نیست!اما فکر میکنم تو امروز برای من همانند لقمه آخر به اتمام رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 23:26

روی مبل دراز کشیدم واحساس تنهایی میکنم

من واقعا تنهام؟؟

پیش خودم شروع میکنم به شمردن فلانی دوستمه فلانی فلانی....

ولی هیچ کدوم از اینا حجم تنهاییم رو کم نمیکنه....

کی باید باشه که نبست ؟

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: جمعه 20 دی 1398 ساعت: 10:51

روز دانشجو مبارک =)

....

بعضی وقت ها فکر می کنم چرا ما از دوران دانشجویی مون لذت کافی رو نمی بریم؟ گاهی فکر میکنم دلم بع چی خوشه؟

اره درس ها خوبه...

اره گاهی رفیق ها سر می زنن...

اره سالم ایم خدا رو شکر...

ولی جای ی چیزی تو زندگی خالیه!

نمی دونم چی...

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 1:06

دوستی یعنی تعامل و گفت و گو.صرف با هم بودن، هم مسیر بودن نمی توان به یک نفر دوست گفت باید مبنایی به روابط نگاه کرد.اگر با کسی ۱۰ سال هم هم راه باشی...چند سفر مشهد و شمال و غیره رفته باشی دوست نمی شویدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 1:06

بعد ویران شدنم ساخت مرا اما رفت
فرض کن بار دگر زلزله در بم بزند

#کنعان_محمدی

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 1:06

حس میکنم زندگی ی دریاست که ما توش گم شدیم و باید دست و پا بزنیم و لحظه ی خاص می فهمی ک پات داره به کف دریا میرسه...!

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 1:06

صفحه بندی