خرید بک لینک

دوستی یعنی تعامل و گفت و گو.
صرف با هم بودن، هم مسیر بودن نمی توان به یک نفر دوست گفت باید مبنایی به روابط نگاه کرد.
اگر با کسی ۱۰ سال هم هم راه باشی...چند سفر مشهد و شمال و غیره رفته باشی دوست نمی شوید تا زمانی که تعامل آن گونه که شایسته ی دو انسان و دو دوست است شکل نگرفته باشد.
...
نمی خواهم آنچه می گویم را مصداقی کنم زیرا آنچه می گویم فرا تر از مصداق های بی معنی روزانه است اما چه می توان کرد که مصداق است که ما را به قاعده می رساند...
می نویسم برای تو و برای خودم در آینده....
زیرا تجربه داشته ام که بعد از کات کردن با کسی ذهن من و حرف های بی مبنای تو باعث شد تا عذاب وجدان بگیرم که مقصرم(خنده دار است!)
....
بار ها تکرار شد و هیچ چیز نگفتم چون نون و نمک یک دیگر را خورده بودیم و حس می کردم این احترام است به هم تا اینکه صبح یک روز بارونی از خواب بیدار شدم!بهش سلام کردم و راه افتادم و نگاه نکردم که میاد یا نه... پیش رفتم و بعد مدتی فهمیدم دنبال من است چیز نگفتم و صبر هم نکردم برایش چون عجله داشتم و چون خسته بودم و نمی توانستم صبر کنم ...
رفتم.
بهم ریخت! آنچنان که گویی کسی از خانواده ی او را کشته باشم ناراحت نشد....ناراحت و سر در گم شد گویی تا به حال وارد دانشگاه نشده کمی رفت و آمد...من هم بی توجه صبحانه سفارش دادم و نشستم گویی هیچ چیز نشده...شب نشده جنگ شروع شد...پرو فایل معنی و منظور دار شروع شد بعد هم سلام نکردن و سنگین رفتار کردن...
بار اول نبود!
بار آخر هم نخواهد بود زیرا او را به خوبی می شناسم.
این رفتار های عجیب بعد از چند قدم به تنهایی راه رفتن تنها از یک بچه سر می زند...
انتظاری ندارم ناراحت هم نیستم فقط می نویسم چون نباید آن را تکرار کنم و تکرار کنی بعد از این هم با او بد نخواهم بود کمکی بخواهد کمک می کنم ولی این رفتار او نشان می دهد دوستی بین ما نبوده و نیست.

برچسب: نویسنده: آرتمیس خلیلی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 1:06

صفحه بندی